فاطمیون
برگرفته از کلام ناب پدری دلسوز و
رهبری فرزانه
باز بــر مــا آمــد هـــشداری دگـــر
از کلام پاک آن نیکو گــــــهر
اینچـنین فرمـــوده اند زان ماجــرا
گفته اند ایشان که بینم صحنه را
صحنه ای ازصف کـشیدن های دون
صحنه ی تجهیز اصحاب جنون
صحنه ای از آن غضبها بیش و کم
دیده ام دندان فشردن روی هم
این جماعت گرچه باشـــند روسیاه
آمدند در صحـــــنه اما با ریا
جنگ اینان بوده بی شک با نظام
با تمام آرمان های امـــــام(ره)
من چه سازم گرچه بعضی غافلند
دیده ها را بسته اند و جاهلند
در مــیان فـتنــه هـــای روزگـار
گه نباشد حق و باطل آشـــکار
ظالــم و مظلــــوم در هم می شوند
دشمنان گویی که محرم می شوند
بایـــد ایــنجا راه ما روشـن شــود
کار دشواریست ولیکن می شود
ای جماعت ای شما ای خاص و عام
بوده در راه شما زان فتنه دام
با بصــیرت باید اینجا بود و بس
فتنه گــر باشد یقینا خار و خس
دیــده ها را با بصیرت وا کنــــید
دشمـنان را جملگی رسوا کنید
هــمچو عــمار راه حق تبیــین کنید
با حقـیقت گفـــته ها تزئـین کنید
با حقیــــقت زنـده سازید ریــشه ها
دور سازید شبهه از اندیـشه ها
ای دریــــغا کو چو عــمار مردمان
آن سبک بالان آسوده ز جـان
************
اَینَ عمار؟!
کجایند مردمانی همچو عمار
که تاریخ بار دیگر گشته تکرار
کجایند همچو منصور طالب دار
که بودند همچو ماه ی در شب تار
کجایند مردمــی پاکـــیزه پندار
کجایند آن دلــیر مــردان پیـکار
کجایند آن جوانــمردان بیــدار
که از غــفلت رها بــودند و بیـزار
کجایند تـا ببـینند مکـــر اغـیار
که خــورشید ولایـت کرده انـکار
کجایند قاصــــدان آشـنایـــــی
کــجایــــند آن سفیـــران الــهی
کجایند عــاشـقان نینـــوایـــی
سبک بالان و مــرغان رهـایی
کجایند سینه سرخان حسـینی
که بودند پیرو راه خــمینی(ره)
کجایند مــردم اهــل بصـیرت
شهادت پیشـگان پاک ســـیرت
کجایند شاهدان عشق و مستی
رها گشته ز طوق خـود پرستی
کجایند آن غیور مردان عاشق
به خاک افتدگانی چون شقایق
کجایند تا علــی تـنها نـمـــاند
کــه او آوای دلتــنگی نــخواند
***********
الا ای مــردم عاشــق کجـــائید
بــرای یــاری رهـــــبر بیایید
شماها چون حسین در نینوائید
یقین دارم که مهمان خدائید
شما آسوده از مـــوج بلایید
به عشق حضرت حق مبتلایید
شما مــردان پاک جبهه هایید
که بر زخم دل ماها دوایید
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)
بسم رب الزهرا...
میلاد پربرکت و سراسر نور
ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع)
را به پیشگاه مقدس و منور آقا امام زمان(عج) و
نائب بر حق ایشان مقام معظم رهبری(دامه برکاته) و
جمیع شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می نماییم.
میلاد امام رضا(ع)![]()
آسمان گردیده امشب غـــرق نور
نورباران گشته عالَم زین سرور
آری آمـــــد آن مَه پاکـــــیزه خو
آنکه دارد از محمد عطر و بو
آهوان را ضامن است و شیعیان را آبرو
آنکه باشد خُلق او جانا نکو
روشن از او گشته بی شک جمله شب
دل دوباره کرده از باده طلب
شاد امشب گشته زهرا زین سبب
چون رضا باشد به ایشان منتسب
آن وجود است معدن جـود و سخا
نزد زیبا محور اهل کـَــــساء
به چــه زیبا منـــسبی دارد رضــا
بوده ایشان از تبار مرتضی
دل ز عشق او ز غم باشد رها
همچو گنجی بوده ایشان پربها
آری امشب شام مــــــیلادش بــود
بر لب هر عاشقی نامش بود
نــــام او بر لـــب برانم تا ابــــد
گل چه زیبا گشته جان در سبد
عطر ایشان بوی زهرا می دهد
یا علی موسی الرضا مولا مدد
کن مدد مولا که مست از باده ام
نیک میدانی که من دلداده ام
در حضورت من به خاک افتاده ام
از پِِیِ تو مانده در سجاده ام
یاد تو جانا بود در تار و پود
عشق تو مولا مرا مجنون نمود
فاش می گویم که مــــجنون توام
می نخورده مست بی روح توام
یا علـــــی مـــــــوسی الرضا روحی فدا
جشن میلاد تو مولا شد به پا
گشته میزبان چنین بزمی خـــــدا
روح من امشب ز تن گشته جدا
من چه گویم تا کــنم حقت ادا
بنده ای بی مایه و دارم خطا
وآنگه آمد نغمه ای از ماوراء
می رسد بر گوش جانم این صدا
شیعه امشب ترک هر غم کن ز خود
هر که شد عاشق یقین دیوانه شد
گر که در دل داری امشب تاب و تب
نزد ایشان رو امـــــــا با ادب
نام ایشان را به لب ران دم به دم
گو تو اسرار دلت را بیش و کم
نام ایشان باعث رفـــــع بلاست
شهره ی جودش به هرجابرملاست
بارگاهــــــش جایــــگاه کبریاست
آری آنجا پاک و طاهر از ریاست
حضرتش با درد شیعه آشناست
آگه از شان رضا تنها خداست
آری امشب دل به عشقش مبتلاست
گنبد ایشان چو کوهی از طلاست
حال مستی بی گمان ما را سزاست
شام میلاد امـــــام ما رضاست
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)
گلچین شده از مثنو ۶۵ بیتی میلاد امام رضا(ع)![]()

مولود پاک![]()
عقده امشب می کنم از سینه وا
آری امــشب گشـــته ام حاجــت روا
زین سبب آیــــد چنــین جانا نوا
آن نــوایی کــه رسد از ما ســــوا
بوده امشب بزمی در ارض و سما
چهره ای کرده تجلی همچــــو ماه
شد بشارت بر جناب مصطــفی
مـــــی رسد مردی کریم و با صــفا
آنکـه باشد مــعدن جود و سخا
نور چشــم فاطــمه (س) خــــیر نسا
مژده بادا بر علــــیِّ مرتضـــــی
آنــکه باشد بی گـــمان اهـــل کـــسا
بوی عطری آمده براین فـــضا
گـــشــته میــلاد امـام مـــا رضــا(ع)
او امام است و انیس مردم است
بـی گمان ایشان امام هشـــــــتم است
آن امامی که نماد پاکی است
فاش مــی گویم که او افـــلاکی است
مهربان است و شریف و بی مثال
مرغ دل از یاد او آســـوده حـــال
من چه گویم زان وجود بی نظیر
نزد ایشان حــوریانند سـر به زیـــر
گفته هایم بوده امشب بند به بند
نـــقل ایشـــان را نباید گفت به چنــد
عرشیان امشب زمینی گشته اند
گــویی بــر قنــداق او دل بســته اند
بسته اند دل را بر این مولود پاک
گشته اند از عشـــــق ایشان سینه چاک
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)![]()

گزیده ای از زبان حال شهدای مفقودالاثر![]()
آری مائیم عاشقانی سینه چاک
کز پی لیلای خود گشتیم هلاک
ما جدا گشتیم ز عنوان و پلاک
بی نشان افتاده ایم در زیر خاک
خاک جبهه مامن ما گشته است
گوئیا او هم به ما دلبسته است
روزگاری ما در اینجا بوده ایم
ما در اینجا راه حق پیموده ایم
آتش مستی به جان افزوده ایم
حالیـا اینک چـنین آسوده ایـــم
************
ای که بی یاد شهیدان کرده زیست
راز این آسودگی دانی که چیست؟
با شما گوئیم ز آن ما مو به مو
تا بگیرید از من و ما رنگ و بو
چون ز قید و بنــــد تنها وا شدیم
فارغ از این خانه ی غمها شدیم
گویی ما چون گوهر دریا شـــــدیم
جــیرِخوار حضـــرت زهــرا شدیم
آری آن زهـــــرا که گویندش بتول
او به فرزندی نمود ما را قبول
کرده ما را نزد مولا نــــــور عــین
او سفارش کرده ما را بر حسین
گفته ایشان بر حسـینش اینچــنین
مادر ایـــشان منم جانا یقـــــین
کن بر این جمع شهیدان احترام
این شهیدان لالــه هایی دیگرنــــد
این شهیدان نور چشم دلبـــــرند
این شهیدان همــچو گــلها پـرپـرند
این عزیزان بی سر و بی پیکرند
این شهیدان چشمه ای از کـوثرند
شیــــــــعیان ناب ناب حيـــدرند
این شهیدان جملگی در غــــربتند
بی نشان و بی مزار و تربتند
این شهیدان فارغ از جسم و تنند
این شهیدان جمله مهــمان مَنند
این شهیدان همچو من بی مرقدند
گویی چون پروانه اینــجا آمدند
این شهیدان چون تو فرزندم غریب
کی شوند از دیدن ما بی نصیب
لطف من بر این شهیدان است زیاد
روحشان را ای حسین بنما تو شاد
شاد کن روح شهیدان سر به سر
خاصه این مـــردان مفـقــودالاثر
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)
میلاد کریمه اهل بیت(س)
از قدوم شبه کــــــوثر
گُــــــلشن موســــی بن جعفر
گشته زیبا و معطر
حـــــــضرت معـــــصومه اطهر
بوی او بهتر ز عَنبر
بوده از نــــــــسل پیمبر
روشنــی ماه و اخــتر
بوده از ایـــــشان میسر
کرده جانها را مُسَخَّر
در کرامت بوده مظــــــهر
دل ز نورش شد منور
ساقــــی امشـــــــب باده آور
آمـــده از هر کـه بهتر
دختـــــر موسی بن جــــعفر
او ز سیرت مثل زهرا(س)
گوهـــــــــــــر بی مثل دریا
اهل زهد و جـود و تقوا
او شفیع صــــــبح فردا
بزمی امشب گشته بر پا
زین ولادت شکـــــــــرلله
همچو باب و جمله خویشان
حجت حق بوده ایشان
حــــوریان او را ندیمه
شُــــــهره باشد او کــریمه
او ز قوم طاهــــرینه
نور چـــــــشم مومـــنینه
شد ولادت در مـــدینه
مِهر او با جان عَجینه
او به جانها چون نگینه
عالِم احــــــــــکام دینه
گوهر عــــــرش برینه
بعد زهرا(س) بهترینه
دل به عشقش باده نوش است
نغمه ی جان چون سروش است
حضرت معصومه نور است
از بدیها جمله دور است
شیعه امشب در سرور است
گویی مِی با باده جور است
میخورم من باده از خُم
تا کنم خود را ز خود گُم
فارغ از احوال مردم
مرغ دل آواره ی قــــــم
پر کشد هر دَم به سویش
گَــه نشیند روبـــــــــرویش
تا چشد از آن سبویش
عالَمی در بند مویش
مات و مبهوتم ز رویش
نازم امشب من ز خویَش
دل خوش از خُلق نکویش
جان فدای خاک کویش
بَه چه زیبا آبرویش
مستم امشب من ز بویش
آری امشب مست اویم
مدح او از جان بگویم
گلچینی از مثنوی ۶۲ بیتی میلاد کریمه اهل بیت(س)
![]()






بسم رب الشهدا
شهادت جمعی از فرماندهان و یادگاران هشت سال دفاع مقدس
را به محضر نورانی و مقدس حضرت ولی عصر(عج)
و نائب معزز ایشان مقام معظم رهبری(دامه برکاته)
و همچنین به تمامی شیعیان و آزادگان
جهان تبریک و تسلیت عرض می نماییم.
سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) را به پیشگاه
مقدس و نورانی آقا امام زمان(عج) و نائب بر حق ایشان
آیت الله خامنه ای تسلیت عرض می نماییم.
در هوای یار ![]()
من از میخانه ی جانان شراب از باده مــی نوشم
نمی نوشم بجز این را که عشقـش کرده مدهوشم
در این ویرانه ی فانــی به هر راهـــی نمی کوشم
منم آن مســت بــیداری که بیــهوده نــمی جـوشم
شکــفته در دلــم مـستی که آید نــغمه در گــوشم
شراب از باده خواهم خورد که من مستانه بیهوشم
لباس اهــل تقوا را ز خود خـــواهی نــــمی پوشم
به لطف ساقــی مستان فــتاده خـــرقه بــر دوشم
ز عشق آن سیه چشم کمان ابرو دمادم باده می نوشم
من از مستی و می خواری در این خلوت نه خاموشم
الا ای دلـــبر شـــیرین بــــیا جانا در آغـــــوشم
مــــباد از شدت مــسـتی کـنی امــشب فــراموشم
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)
هفته ی دفاع مقدس یادآور یاد وخاطره ی شهداست
شلمچـه
مــن شلــمچه دیــده ام در خـود پلاک
دیده ام من چهره هایی تابناک
مــن شلــمچه دیــده ام جــولان دون
شعله ای افتاده بر جانم کنون
دیــده ام من شاهدان در خاک و خـون
دیده ام مستان به هنگام جنون
دیــده ام سرها جدا گــشت از بــدن
دیده ام من شعله ها را روی تن
دیــده ام آن ســوز عـرفــان و دعــا
دیده ام دستان از پیـــــــکر جدا
دیــده ام جـان دادن آن مــردمــــان
آن شهیدانی که باشند قهرمان
قــهرمانانی کــــه بی مـثل انــد هــمه
مادر ایشان یقین است فاطمه(س)
من چه گویم با شما از آن زمـــــان
آن زمان تکرار نگردد بی گمان
من شلمچه سرخوشم بی شک ز این
در دلم باشد نهان صدها نگین
آری دیــــدم ســنگر و مــیدان مــین
حالــیا گشتم ز بی مهری غمین
من شـنیدم شــــهرهـــاتان پُــر گـــناه
بی حجابی و فساد گشـــــته روا
امر بر معروف کمرنگ است چرا؟!
ختم بر خیر کی شود این ماجرا
من شـــنیدم خود ملامـت مــی کنید
جامه ای دیگر به قامت می کنید
من شـــنیدم طالــب دنــیا شــدید
غافـــل از آرامـش فـردا شــدید
نیک دانید عـــیش دنــیا بازی است
آنچه می ماند یقین عشقبازی است
شاهــدان در عشقــبازی شُـــهره اند
باده ها از خُم دلبر خــورده اند
مـــردم فــارغ ز ایـــشان مــرده اند
چون شهیدان را ز خاطر برده اند
هر که دور سازد خودش را از شهید
فـاش می گویم که او باشد پلید
از شهیدان روشن است این انجـــمن
کَس نباشد آگه از احـوال مــن
خاک من شد شاهدان را چون وطن
مــن نگویم با شما دیـگر سخن
گفتنی ها گفته شد زین حال و روز
مــن شهیدان را به یاد دارم هنوز
خســته ام از نقل این اوضــاع دگــر
می زند مرغ دل اینجا بال و پر
بال و پر اینـجا زنــد هر مــرغ دل
فارغ اینجا می شود از آب و گل
من شلمچه چون بهشت خوش عطر و بو
کرده ام من با شــــهیدان گفتگو
گر چه خاکم گشته هر دم زیر و رو
از شــهیدان مــن گرفــتم آبــرو
من شلمچه گرچـــه باشم بــی قـــرار
عــطر شــاهد بوده اینـجا آشـــکار
من شلمچه مانـده بـــر عــهد اســتوار
گــرد شمع شاهدان پـروانه وار
بر من است جانا هـــزاران افتـــخار
چون ز شاهد بوده خاکم یــادگار
پس به خود آئــید شهـــــیدان زنده اند
نـزد داور گوهــری اَرزَنده اند
زنـــده اند آنان کـــه مست از باده اند
جان خود را پای مستی داده اند
گلچینی از مثنوی 110 بیتی شلمچه ![]()
(شاعر : سید کمال الدین خردمندان سعدی)
بسم رب الشهداء
چهلمین روز عروج ملکوتی امیر دلاور ارتش اسلام حاج حسین لشکری
بر امام عصر(عج) و مقام معظم رهبر
و جمیع عاشقان ولایت و شهادت تسلسیت باد.
آزاده ی سرافراز ![]()
حسیـــــــن لشکری ای مرد آزاد
خوشم امشب که از تو می کنم یاد
یقین دارم که روحت بوده است شاد
کنم از عمق دل اینگــــونه فریاد
تو بودی مـــــرد میدان و شهادت
کنم از تو چنــین جانا روایـــــــت
روایت کردن از تو بوده دشــــوار
چه سان از تو بگویم ای بزرگوار
تو بودی اهل رزم و اهل پیکـــار
به چشم دشمنان بودی تو چون خار
ز صبرت گفتــنی ها بوده بسیار
نباشد زان چه گفتم جای انکار
تو بودی سرفراز و با جســـارت
تحـــــمل کرده ای رنــج اسارت
تو بودی اهــــل ایثار و رشادت
وجودت بوده سرشار از ارادت
ارادت بر علـــــی و دخت احمــد
تو بودی باده نوش خم سرمد
شدی از باده ی مردانگی مست
نخوردی تو فریب دشـــمن پست
تو بودی اهل عشق و اهل تقوا
نبود در تو ز دشمن ترس و پروا
وجودت مملو از عشق خـــدا بود
رهت از غیر حق جانا جــدا بود
تو بودی اسوه ی صبر و تحـــمل
رها بودی یقین از هر تجــــــمل
ز دنیا و ز اهلـــش بوده ای دور
ز وصل با خدا گشتی تو مسرور
نگشتی ای امیر جانا تو مغــرور
تو بودی مرد حق از وادی نور
تو بودی چون شهیدان عاشق حق
به خیل شاهدان گشتی تو ملحق
به تنهایی نمودی خلوت آغـــــاز
چه زیبا تا به عرش کردی تو پرواز
تعلـق های واهــی را شکستی
بر این دنیای فانی دل نبــستی
رها گشتی ز هر زشتی و پستی
کنون در محضر مولا نشستی
ز هجران تو شد چشم همه تر
تو بودی مورد الطاف رهبــــــر
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)
شهادت مظلومانه ی مولی الموحدین امیرالمومنین علی(ع)
را به محضر نورانی حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء و
نائب معزز ایشان مقام معظم رهبری دامه برکاته و جمیع شیعیان
دلسوخته ی جهان تسلیت عرض می نماییم.
![]()
ماتم عُظمی
ماتمــــی عظــــمی نشسته بر زمین
دل شد امشب از غـم مـــولا غــمین
آنکه مهرش بوده با جانها عجـین
گـــــویم امشب از غم مـــولا چنــین
شیــعیان ا مــشب شبی دیــگر شده
شــام قــــتل حــــضرت حــــیدر شده
بیت مولا در چه حال است و چه روز
ای دل امشب از غـــم مــــولا بسوز
مجـــتبی گردیــده آنـــــجا دیـــده تـر
زینـــب آنسو گشــته بــی تاب پـدر
عالم امشب جملگی در شور و شین
آن طرف بــنــشسته آقایـــم حسیــــن
مرغ دل از شرح آن دم مانده است
جای مــادر خالـــی آنجا مانده است
حضرت عــــــباس آن ســــــوی دگر
بــــــوده آنــــجا او عـــــزادار پدر
ام کـلثــــوم از غــــم بابای خـــــود
گفتـــه با زیـــنب که بابایم چه شـد؟
آری امشب ماتمی دیگر به پاست
صاحـــــب این ماتم عظـــمی خداست
وای من امشب شب هجران اوست
بی علی گویی جهان بی رنگ و بوست
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)







میلاد امام حسن(ع)
گلی زیبا نمایان در چمن شد
شب میلاد مولایم حسن شد
شدم امشب سراپا مست نامش
یقین مرغ دلم گردیده رامش
نمی دانم چه گویم از وجودش
تمام عـــرشیان محو سجودش
حسن را لطف یزدان بی حساب است
که قدر و شان ایشان در حجاب است
حسن تنهاترین سردار دین است
که ایشان بی گمان حبل المتین است
ز مدحش بی گمان قاصر زبان است
حســـن دوم امام شیعیان است
(شاعر سید کمال الدین خردمندان)
ای که از زهرای حق داری نشـــان
بر دل مـــا داری آقــــا آشـــیان
سینه ات باشد چو دریا بیکـــران
این صفت کی بوده است در دیگران
راز دل از چهره ی پاک ات عیــان
الکــــن از این گفته ها باشد بیان
غصّه ها را کرده ای در دل نــهان
خاطـرت رنجـیده شد از این و آن
دشمنانت عمــرشان باشــد خزان
بــی اثــر بادا یقـــــین پیمانــشان
گفته هایت دلنشین است بی گمان
نایــبی بر مهــدی صاحب زمـان(عج)
یارب ای پروردگـــــار مهـــربـان
بر وجــود پاک ایشان ده امان
(شاعر سید کمال الدین خردمندان سعدی)![]()

